نظر علي الطالقاني
282
كاشف الأسرار ( فارسى )
مطلب كرديم و تفسير صعصعه را به وجه واضحى ردّ نموديم . و له الحمد و المنّة و الصّلاة على محمّد و آله . هفتم . بدان كه شكّى نيست كه اختيار و قدرت ، فرع شعور و ادراك است و در ممكن ، منحصر به حيوان و جنّ و ملائكه و انسان است . و شكّى نيست كه جميع ما سوى اللّه را خدا خلق كرد و ايشان را اختيارى در خلق شدن و نشدن نبود ، زيرا كه بود و هستيشان نبود پس اختيارشان كجا بود ؟ و همچنين در جهات بيشمار نيز احدى از ايشان را اختيار نيست ، چون موت و حيات و جوانى و پيرى و گرسنگى و سيرى و هكذا . و در آن امورى كه مختاريد به تجربهء همه رسيده كه بسا شده كه نشده و موانع و نواقص به هم رسيده . حقّا كه حق است عرفت اللّه بفسخ العزائم و نقض الهمم : 266 شناختم خدا را به فسخ عزيمتها و نقض همّتها . پس اختيار ما همه بسيار كم و بسيار ضعيف است و مخصوص و منحصر به موارد تكليف است . پس حكم شرعى نيست مگر آنجا كه اختيار است و نيست اختيارى مگر آنكه حكم خدا در آنجا استوار است . و شكّى نيست كه اين اختيارى كه مناط تكليف و ترقّى و تنزّل است ، بعد از مرگ ابد الآباد مسلوب و منتفى است مگر در حقّ جمعى كه قيامت ، دنياى يشان و زمان تكليفشان است اگر به اجماع و ضرورت و تواتر آن احاديث اين باب قطعى شود . و شكّى نيست كه در دنيا نيز چون به هر كسى فوق طاعت او وارد آيد اختيار او بدل به اضطرار مىشود مانند ايمان فرعون و ايمان هر كسى بعد از رفع حجاب و رسيدن روح به حنجره و مثل توبه و استغفار اشقياى مسلمانان در حين زلزلهء شديد و نحو آن . و البتّه هر قدر اختيار كاملتر و از اضطرار دور تر و زحمت و خوف و تقيّه بيشتر ، ايمان كاملتر و ثواب و تقرّب بيشتر . و از اين است كه تصدّق و انفاق در مرض موت و وصيّت به وجوه برّ چندان ثوابى ندارد و روغن چراغ ريختهاى است كه نذر مسجد است . و اين مطلب را در پيش گفتيم و ادلّهء اربعه و ضرورت مذهب جميع پيغمبران و ائمّه ( ع ) همه بر او قائم است . و چون از ظهور قائم عجّل اللّه فرجه كم كم زمان ظهور آيات و ضعف اختيارات است هنوز تكليف باقى و اختيار بر قرار است اگر چه ضعيفتر و نزديكتر به اضطرار است ، تا رسد به جائى كه ايمان و كفر اضطرارى شود چنانچه گذشت . بلى تأمّلى در اين است كه بعد از طلوع آفتاب از مغرب و نشان نمودن يد اللّه هر مؤمن و كافر را ، آيا توالد و تناسل باقى است يا نه ؟ و اگر باقى است رفع تكليف از اولاد ايشان به هيچ قاعده